زنان و اشتغال
زنان و اشتغال
در دوره ماقبل صنعتی شدن اکثر زنان برای حفظ خانواده کاملاً در نظام کار و تولید جذب   می شدند در آن دوره نگهداری از کودکان و آن چه امروز کار خانگی نامیده می شود، تنها بخش کوچکی از وقت زنان را می گرفت، زنان با پرورش طیور، تهیه لبنیات و کاشت سبزیجات سهم مهمی در نظام اقتصادی خانواده داشتند.
اما بعد از پدیده صنعتی شدن شکل این اشتغال تغییر کرده و با روی کار آمدن نظام کارخانه ای و امکان کارمزدوری برای نخستین بار،‌ دورنمای استقلال و جدایی از خانه و همسر را برای زنان ایجاد کرد و به دلایل و انگیزه های مختلف کم کم شاهد افزایش حضور زنان در مشاغل اجتماعی شدیم.[6]
البته هیچ کس در توانایی ها و خدمات ارزشمند زنان در جامعه و تاریخ شک ندارد، چرا که زنان در برخی صحنه ها از مردان جلوتر بوده اند، ولی بی ارزش کردن و بها ندادن به امور خانواده و محول کردن مشاغل مردانه به زنان در حقیقت نوعی بیگاری کشیدن از زنان است.
با توجه به این که زنان از نظر فیزیولوژیک توانایی های کمتری نسبت به مردان دارند و این که از لحاظ طبیعی یک سری مسئولیت های خاص مثل بارداری، بچه داری و ... را به عهده دارند، اینها همه از توانایی زنان می کاهد.
به همین علت زنان شاغل به علت قبول مسئولیت مضاعف اجتماعی همواره در معرض انواع تنش های روحی و آسیب های جسمی هستند.
طبق مطالعات موجود هم در شرایط مساوی حرفه ای، ‌زنان تحت استرس بیشتری نسبت به مردان هستند و آمادگی بیشتری برای ابتلا به بیماری های جسمی و روانی دارند.[7]
با این وجود افراد مختلف برای رفتارهای شغلی خود انگیزه های متفاوتی دارند که این    انگیزه ها صرف نظر از قوت و ضعف آنها تأثیر زیادی در موفقیت افراد در آن شغل خواهد داشت. این انگیزه ها در مورد زنان شاغل عبارتند از:
انگیزه های مادی و تشکیل سرمایه که از مهم ترین دلایل جذب زنان به بازار کار می باشد، انگیزه های اجتماعی مثل کسب احترام و الگو بودن، انگیزه های خدماتی مثل خدمت به جامعه و انگیزه های شخصی مثل کسب رضایت همسر و ... .
تأثیر اشتغال مادر بر فرزند
بدون شک یکی از مهم ترین نقش هایی که زنان در طول زندگی خود ایفا می کنند، ‌نقش مادری است و به عبارتی یکی از مهم ترین وظایف زنان به شمار می آید.
زنان باید از همان دوران بارداری با نقش مادریشان آشنا شوند و آن را بپذیرند. زمان بارداری باید دوره ای سالم و شاد و به دور از هرگونه استرس باشد که این امر به نظارت و رسیدگی کامل مادر نیازمند است.
امروزه تحقیقات نشان می دهد که وضعیت روانی زن در بارداری بر رشد جنین تأثیر بسزایی دارد. در زمان شیردهی نیز، کودک مستقیماً از نظر جسمی و روحی از مادر تغذیه می کند(یعنی علاوه بر غذای جسمی که از مادر دریافت می کند افکار و نگرانی های مادر را هم درک می کند) لذا محیط شغلی نمی تواند محیط مناسبی برای زمان بارداری و شیردهی باشد. به عبارت دیگر چنین مادری با انتقال افکار و استرس هایش به کودک و ایجاد محیط ناآرام برای او، اولین پیامد شغلیش را برای او به ارمغان آورده است.[8]
بحث بعدی موضوع جدایی مادر و کودک است که به عنوان یکی از مهم ترین پیامدهای شغلی مادران مطرح می گردد و عامل بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی برای کودک خواهد شد.
بحث جدایی مادر و کودک و عوارض آن از مباحث مهمی است که مورد توجه روانشناسان قرار گرفته و تحقیقات بسیاری در این زمینه انجام شده که در اکثر این پژوهش ها نتایج نگران    کننده ای بدست آمده، که حاکی از تأثیرات عمیق جدایی بر شخصیت کودک می باشد.[9]
همچنین کم شدن رابطه مادر و فرزندی به دنبال مباحث گذشته مطرح می شود، جرا که ارتباط بین مادر و فرزند به خاطر عدم حضور مادر کم شده و حتی همان ارتباط کم هم بسیار سطحی و    بی ریشه می گردد چرا که مادران اغلب در همان زمانی هم که در کنار کودکانشان به سر می برند، رابطه با کیفیت و با آمادگی قبلی با فرزندانشان ندارند.
با وجود این دانشمندان تصریح کرده اند که میزان تحصیلات مادر،‌ مقدار زمانی که شغل از مادر می گیرد، نوع شغل و ... می تواند نقش مؤثری در کاهش یا افزایش اثرات منفی ناشی از اشتغال مادر داشته باشد.
تأثیر اشتغال زن بر روابط با همسر
اسلام به مسئله خانواده عنایت ویژه دارد و برای افراد خانواده که زن و مرد رکن اساسی آن هستند تکالیف و نقش های ویژه ای را در نظر گرفته که برای عملکرد حیاتی خانواده لازم است.
عدم حضور هر یک از اعضای خانواده به ویژه زن،‌ در انجام تکالیف خود ضربه ی        جبران ناپذیری را بر پیکره خانواده وارد می سازد و استحکام و بنیان آن را متزلزل می نماید. قطعاً گرایش زنان به سوی اشتغال بر روابط خانوادگی آنها خصوصاً روابط زن و شوهر اثرگذار است.
یکی از پیامدهای مثبت اشتغال زنان افزایش درآمد خانواده و کمک اقتصادی به همسر است و از این جهت می تواند موجب رضایت همسر شود، اما این در صورتی است که زنان بتوانند با عملکرد صحیح به وظایف دیگرشان هم رسیدگی کنند.
از آنجا که یکی از آثار اشتغال زنان برخورداری از اقتدار اقتصادی و کم شدن وابستگی اقتصادی به همسر است، سبب تغییراتی در روابط زن و مرد می گردد. از نظر اسلام یکی از مهم ترین وظایف زن ایجاد محیط آرام در فضای خانه و نقش آرامش بخشی زن برای همسر می باشد. متأسفانه با حضور زنان در عرصه های شغلی بعضاً قسمت عمده ای از وقت آنها گرفته می شود و به تبع آن بعضی وظایف آنها تحت تأثیر قرار می گیرد. چون در حقیقت پذیرش اشتغال از سوی زنان یعنی  زیر بار مسئولیتی مضاعف رفتن، و قبول نقش جدید علاوه بر نقش های قبلی، باعث خستگی زیاد، ایجاد استرس های مداوم و ایجاد فشارهای روحی و روانی و ... می شود.
و این عوامل پیامدهایی را به دنبال می آورد که بر همسر اثر می گذارد از جمله:
کاهش ارتباطات عاطفی، کلامی،‌ زناشویی و جنسی، که اینها منجر به مخاطراتی در روابط خانوادگی می شود و در برخی موارد این اختلافات و مشاجرات منجر به طلاق می گردد.

برخی پیامدهای مثبت اشتغال زنان
1.  بدست آوردن استقلال مالی و استقلال فردی و همچنین بالارفتن اعتماد به نفس در زنان شاغل
2.  کسب رضایت همسر به خاطر کمک به اقتصاد خانواده
3.   کمک به توسعه کشور و ایجاد رونق اقتصادی
4.   کودکان چنین مادرانی مسئولیت پذیرتر هستند.

برخی پیامدهای منفی اشتغال زنان
1. کاهش ملامت جسمی زنان شاغل و افزایش فشارهای روانی
2.  جدایی مادر و کودک
3.  افزایش نرخ بیکاری در جامعه
4.  سست شدن ارکان خانواده

راهکارهای کاهش اثرات منفی
1. شناور ساختن ساعات کار: یکی از استراتژی های بهبود شرایط کار زنان، شناور ساختن ساعات کار به دلخواه آنان و براساس شرایط خاص ایشان است تا کارکنان بتوانند بهتر به کارهای شخصی خود رسیدگی کنند.
2. مدیریت زمان و برنامه ریزی: با توجه به این که کارکردن زنان در برخی مواقع، یک ضرورت انکارناپذیر تلقی می شود چنان چه توأم با برنامه ریزی و تقسیم بندی صحیح اوقات باشد می تواند زمینه را برای رشد و تحرک شغلی در محیط کار و خانه فراهم کند.[10]

3. دورکاری: امروزه با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی و وجود ابزار پیشرفته برای انجام امور مثل رایانه ها بسیاری از کارهای اداری را می توان در منزل انجام داد. این کار کمک شایانی در راستای کاهش پیامدهای منفی به زنان خواهد کرد از جمله باعث صرفه جویی در وقت آنها شده و از خستگی های آنها کاسته می شود.[11]

4. تقلیل ساعات کار: یکی دیگر از راه کارها، کم کردن ساعات کاری زنان است. همه می دانند که برآورده ساختن نیازهای عاطفی و جسمی افراد خانواده احتیاج به صرف زمان دارد.
با کاهش ساعات کار زنان آنها مشکلات روحی و جسمی کمتری خواهند داشت و در مقابل وقت بیشتری هم برای انجام امور خانه داری پیدا می کنند.[12]

5. آموزش و استفاده از مشاوره: زنان باید با اصل قرار دادن حفظ ارکان خانواده بیاموزند که چطور بین رفتار حرفه ای و سازمانی با روابط اجتماعی و زندگی خانوادگی خود ارتباط معقول و منطقی برقرار کنند و شأن هر یک را منطبق بر هنجارهای خود محفوظ بدارند. همچنین استفاده از خدمات مشاوره ای جهت پیشگیری از استرس های شغلی و تأمین بهداشت روانی زنان برای سازگاری مؤثر با زندگی لازم است.
6. همکاری و مشارکت اعضای خانواده: فرزندان و همسر یک زن شاغل باید با مادر و همسر خود را درک کنند و در اجرای این فعالیت او را یاری دهند. آنها باید در انجام کارهای خانه مشارکت داشته باشند تا فشار ناشی از کار منزل بر دوش مادر کمتر سنگینی کند.

7. به کارگیری زنان در مشاغل زنانه و مورد علاقه آنها: اگر زنان را در مشاغلی گمارده شوند که با شئونات زنانه و در حقیقت با طبیعت و فطرت آنها سازگار باشد قطعاً ‌آثار منفی کمتری شامل آنها و خانواده شان خواهد شد. [13]
همچنین بکارگیری زنان در مشاغل مورد علاقه، نتایج بهتری را از جهت شغلی عاید آنها خواهد کرد چرا که بین علاقه به شغل و ارزیابی از وضعیت جسمی و روحی شاغلین رابطه معناداری وجود دارد.[14]
علاوه بر راه کارهای ارائه شده، نهادهای دولتی و رسانه ها نیز می توانند در این زمینه نقش داشته باشند و با اتخاذ تدابیر صحیح و به موقع به مشارکت بهتر زنان در جامعه کمک کنند. به عنوان نمونه این نهادها می توانند با اصطلاحات فرهنگی به برجسته شدن و کارآمدی نقش خانه داری و مادری زن کمک کنند و دولت با وضع قوانین و سیاست گذاری شفاف در قانون کار به اشتغال بهتر زنان کمک کند.
نتیجه گیری
نتیجه ای که از این مجموعه حاصل شد این است که پیامدهای اشتغال زنان با توجه به موقعیت و شرایط فردی و اجتماعی افراد، متغییر و متفاوت است و نمی توان به طور قطعی موضوع اشتغال زنان را خوب یا بد تلقی کرد.
به عبارت دیگر اشتغال زنان آثار مثبت و منفی متفاوتی در خانواده ها برجا می گذارد،          به گونه ای که نمی توان فقط آثار مثبت آن را در نظر گرفت و مطلقاً از آن دفاع کرد و یا پیامدهای منفی را بهانه قرار داد و به طور کلی زنان را از اشتغال برحذر داشت.
راه منطقی و منصفانه این است که آثار منفی اشتغال زنان بر روابط خانوادگیشان به صورت دقیق و علمی مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای مناسبی برای کاهش این آثار ارائه شود.
به عبارت دیگر اولویت اول برای همه زنان باید حفظ ارکان خانواده باشد و زنان شاغل هم باید این اولویت را در رأس برنامه های خود قرار دهند و پس از آن سعی کنند با استفاده از راهکارهای مناسب آثار منفی حضورشان در بیرون از خانه را به شدت کاهش داده تا فضای خانواده و اجتماع از این حضور کمترین آسیب را ببیند.
در این مجموعه هم سعی شد راهکارهای مناسبی در این زمینه ارائه شود.